چرا نه؟

از لابلای سوژه هایی که برای بازدید از یه جایی اومده بودن من با خیال راحت در حال جولون دادن و عکاسی کردن بودم و هیچ کس مانعم نبود، از اون همه آدمای بزرگ. اما این آدم فقط با یه حرکت و یه کلمه(نه) به من این اجازه رو نداد. این تک شات رو هم در حال نه گفتن ازش گرفتم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 14:49 توسط امين رضا منصوري
|


سالها و سالها در اندیشه ثبت بودم. زمانی تلاش کردم برای خوندن و ثبت در حافظه. زمانی برای نوشتن و ثبت روی کاغذ و حالا بواسطه یک دریچه کوچک تمام تلاشم و عشقم درک و ثبت تصاویر. امیدوارم...